خانه عنکبوتی من

غرنوشت

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴ ق.ظ
1-خدا رو شکر این هفته تموم شد مردم دیگه ، کل هفته رو زودتر از 8 خونه نیومدم  جنازه میومدم خونه صبح جنازه تر میرفتم 24 تا مناقصه رو بالاخره جمع کردیم 

2- تو هر اداره ای یه عده مهندس راه وجود دارن که کلا وظیفه اشون راه رفتنه ، کار دیگه ای هم ندارن و بلد هم نیستن انجام بدن و مقاومتشون نسبت به یادگیری هم خیلی ستودنیه  ،حالا سه تا از این مهندیسن بنام  تو واحد متره و برآورد اداره مشغول هستن ، دوستان برآورد کردن واسه سرویس بهداشتی به این صورت : 3 چشمه و نیم ، شیر یکی و نصفی و... یعنی ما پوکیدیم از خنده از دست این عتایق 

3-با وجود کازر زیاد دو سه تا کتاب این هفته خوندم آبنبات هل دار که معرکه بود واسه شاد شدن عالی بود ، از کتاب ناصر ارمنی هم داستان انگشتر رو خیلی دوست داشتم ، کتاب از به جالب بود و الان مشغول خوندن رمان شیاد از جان گریشام هستم :)))))))))))
اینایی که کتاب نمیخونن دلشون به چی خوشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گرچه آرام ، پر از وسوسه عصیانم 
مثل شیری که به چنگ قفسی افتاده 

سجاد رشیدی پور
۹۶/۰۳/۰۵
الهه ..