من یه جور مرض خاصی دارم ، وقتی میخوام کتاب بخونم در خوشبینانه ترین حالت اول از همه آخرین صفحه رو میخونم یا فصل آخر کتاب رو ، بعد تازه شروع میکنم از اول کتاب خوندن
بقیه هم این طوری هستن آیا ؟؟؟؟؟؟؟
من یه جور مرض خاصی دارم ، وقتی میخوام کتاب بخونم در خوشبینانه ترین حالت اول از همه آخرین صفحه رو میخونم یا فصل آخر کتاب رو ، بعد تازه شروع میکنم از اول کتاب خوندن
بقیه هم این طوری هستن آیا ؟؟؟؟؟؟؟
مورد داریم واسه زیر آب زنی کارها رو قایم میکرده ارجاع نمیاد به همکارش بعد مدل کاری این بوده که میرفته پیش مدیر کل میگفته که طرف کار نمیکنه و بیخود میچرخه
هیچی دیگه همه گذاشتن پشتش که یه حال درست حسابی بهش بدن
از دیگر اخلاق های نیک این بابا اینکه میره پیش بقیه به دروغ میگه فلانی فلان حرف رو راجع بهت زده
ده بار راجع به این همکارم که حکم ارشدم رو هم داره بد گفته من بد برخورد کردم خودشو جمع کرده
از این خاله زن بازی های آقایان تو اداره بدم میاد
امروز دقیقا میشود چهارمین سالی که نیستی ...
هنوز هم نبودنت هر لحظه ما را میکشد
پ.ن :لطفا برای شادی روح تمام پدر هایی که نیستند صلوات ختم کنید
پ.ن : آقا محسن یدونه باشه . اوج این آهنگ : اراده داشتم بدون کاشتن / که عادتت بدم به ریشه داشتن
واقعا آدم بی ریشه رو هیچ جوری نمیشه پابند کرد
کلافه میشم وقتی آب میخوریم اون مقدار آب باقی مونده ته لیوان رو تو اداره میریزیم دور ، تصمیم گرفتم برم یه گلدون برای اتاقم تو اداره بگیرم که این عذاب وجدان از هدر دادن آب هم برطرف بشه ، به نظرتون حالا چی بگیرم؟
با حسین حسین گفتن همه چیز درست نمی شود ، با اینکه دائم بگوییم حسین ولی در لشگر یزید سینه بزنیم اتفاق خاصی نمی افتد . کاش پدر مادر ها و مسجد ها در کنار تمام این مایه ای که برای هیئت رفتن بچه ها میگزارند وقتی هم برای یاد دادن مردی و مردانگی و معرفت و غیرت به بچه ها صرف میکردند ، کمی از رفتار حسین میگفتند نه از بریده شدن سرش میگفتند امام حتی به کسانی که حق الناس گردنشان بود اجازه نداد که در لشکر بمانند ، کاش میگفتند با وجود اینکه میدانست ،برای چه رفت و برای چه همه هستی اش را فدا کرد .
چه حس بدی دارد بروی و تمام هستی ات را بدهی که نه تنها اسلام بلکه انسانیت زنده بماند اما سالها بعد چه کسانی ادعای هواداریت را داشته باشند کسانی که با آبروی مردم بازی میکنند بعد میگویند آقام حسین ، با پول نزول نذری می دهند دیگ دیگ بعد میگویند آقام حسین راضی باشد ، هر ساال پایه ثابت هیئت است اما با کمک یک زن شوهر آن زن را با 72 ضربه چاقو به قتل می رساند . حسین حسین از دهنش نمی افتد هر جور شده باید پیاده اربعین برود کربلا هر مراسمی باشد مسجد است اما چه فایده که حق الناس گردنش است با آبرو دیگران بازی کرده و هرجا که پا بدهد نامردی میکند وبرای منافع اش حاضر است هر کاری بکند چه فایده این حسین گفتن ها چه فایده دارد این همه ادعای حسینی بودن
من نه ادعایی از اعتقاد به حسین دارم ونه ادعایی از حسینی بودن من فقط یک آدم معمولی ام با اعتقادات معمولی ، فقط بد نیست یاد بگیریم به خودمان اینقدر دروغ نگوییم که باورمان شود درست مثل همین پیرو امام حسین بودن و اعتقاد به او ، دیگران رفتار را میبینند و دروغ بودن ادعایت را میفهمند و تویی که ادعا میکنی تنها بی خبر ماجرایی
یعنی حاضر بودم سرم بشکنه کارت حافظه دوربینم نه
تمام زحمات این دو روزم به باد رفت