خانه عنکبوتی من

از کار کردن تو اداره تازه تونستم بفهمم بعضیا چرا تو زمان قحطی میمیرن ؟

وقتی اینترنت وصله کار نمیکنن و میگن اصلن این کار باید دستی انجام بشه حالا وقتی قطع شده وای وای همه کاری همه کوشا همه کارا سیستمی 

قحطی هم همینه وقتی نون هست نمیخورن حالا شما بگو دیگه تا یه ماه نون نیست همه رژیم ها شکسته میشه هیچکس بدون نون سیر نمیشه         

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۰
الهه ..

1.رفته بودم واسه ماهی هام غذا بخرم ، خیلی جدی به آقاهه گفتم ، این نمو هاتون چنده ؟ اونم خیلی جدی تر از من برگشت گفت 20 تومن تازه دوری هم داریم 

بعد به هم نگاه کردیم ترکیدم از خنده ، نتیجه اخلاقی اش این بود که پسر ها هم کارتون میبینن

2. یکی از لذتبخش ترین کارهای دنیا ، سر خوردن با این چرخ های خرید تو فروشگاهه مخصوصا اون وقتی که مامانت هی داره لبش رو گاز میگیره که زشته، تو هم در حال خنده شیطنت حواست هست کسی نبینه 

3.من فکر کنم ارث پدری این دوستان تزریقاتی رو به تنهایی بالا کشیدم هم چین سرم و آمپول زدن  دست و بالم کبود شده ناجور 

4. بدجور رفته تو مخم که PS4 بخرم  ، کی باشه که این نیت شوم رو عملی کنم 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۷
الهه ..

خوب هرکی یه سری استعداد های خاصی داره بنده تخصصم در زمینه بیماری اینه که چندین وچند ماه اصلن مریض نمیشم ولی یهو میبینی تو یه هفته اینقدر بد مریض میشم سه بار میرم دکتر این هفته کلی سرم و آمپول نوش جان کردم ، مراقب باشین مریضی جدیده خیلی بده 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۲
الهه ..

مریضی بعد از سفر خر است .

یکی از دعاهایی که همیشه در مورد خودم دارم( اگر اشتباه نکنم از امام علی هست) اینکه خدایا قبل از اینکه دست و پام رو بگیری جونم رو بگیر 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۰
الهه ..

آمدم ای شاه پناهم بده ...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۶
الهه ..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۳
الهه ..
خواستین میتونین تو توئیتر هم همراهم باشین 
ElaheGoujani@
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۴
الهه ..
پروردگارا واقعا لازم بود اینقدر اسیدی ماه رمضون رو شروع کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۰۶ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۰۰
الهه ..
1-خدا رو شکر این هفته تموم شد مردم دیگه ، کل هفته رو زودتر از 8 خونه نیومدم  جنازه میومدم خونه صبح جنازه تر میرفتم 24 تا مناقصه رو بالاخره جمع کردیم 

2- تو هر اداره ای یه عده مهندس راه وجود دارن که کلا وظیفه اشون راه رفتنه ، کار دیگه ای هم ندارن و بلد هم نیستن انجام بدن و مقاومتشون نسبت به یادگیری هم خیلی ستودنیه  ،حالا سه تا از این مهندیسن بنام  تو واحد متره و برآورد اداره مشغول هستن ، دوستان برآورد کردن واسه سرویس بهداشتی به این صورت : 3 چشمه و نیم ، شیر یکی و نصفی و... یعنی ما پوکیدیم از خنده از دست این عتایق 

3-با وجود کازر زیاد دو سه تا کتاب این هفته خوندم آبنبات هل دار که معرکه بود واسه شاد شدن عالی بود ، از کتاب ناصر ارمنی هم داستان انگشتر رو خیلی دوست داشتم ، کتاب از به جالب بود و الان مشغول خوندن رمان شیاد از جان گریشام هستم :)))))))))))
اینایی که کتاب نمیخونن دلشون به چی خوشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گرچه آرام ، پر از وسوسه عصیانم 
مثل شیری که به چنگ قفسی افتاده 

سجاد رشیدی پور
۰۵ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۴
الهه ..

دلتون نخواد جمعه از 8 صبح تا 8 شب در نمایشگاه مشغول گشت گذار بودیم خیلی خیلی خوش گذشت و خیلی خیلی جیب مون صاف شد ، چرا چون با رفیق جان هی آینده نگری میکردیم که نخرم حالا چه کاریه خو بعدا میخریم اینایی روکه خریدیم اول بخونیم ، بعد اون یکیمون در نقش مسکن عمل میکرد میگفت بخر غمت نباشه و اینگونه بود که جیب مبارک جفتمون به فنا رفت شما اگه خواستین برین با بزرگترتون برین حداقل اش اینه که با دو تا پس گردنی توجیه تون میکنه والاااااااااا :))))))))))))))

خیلی خیلی روز خوبی بود مخصوصا دیدن دوستان شاعرمون 

اینم شعر نوشت امشب :

جز شانه ی پر مهر تو ، کو شاخه ی امنی ؟

گنجشک - کم و بیش - هراسان شده ات را

سجاد رشیدی پور

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۴۴
الهه ..