خانه عنکبوتی من

1.داشتم تو اینستا چرخ میخوردم دیدم  بعضیا قشنگ آهنگ های آنتیک و بدردنخور خودشون رو فراموش کردن پشت سر آقا محسن (برادر چاوشی رو عرض میکنم )حرف زیادی زدن آخه شما برو اون دختر حاجی الماس و دری وری های دیگه ای رو که خوندی گوش بده شاید خدا خواست یکم خجالت کشیدی ، اعتماد به نفس اینا رو چوب کبریت داشت الان جنگل بامبو بود .

2.  خجالت یکی از واژه هایی هست که کلا مسئولین محترم باهاش آشنایی ندارن خوب البته به نفع شون هم نیست باهاش آشنا بشن و همینطور وجدان ، سیستان رو آب برد اهواز رو خاک و مسئولین رو رویای شیرین نقد کردن و تقسیم کردن پول های بابک...

3. درست حالم مثه همین بچه تو عکسه همین قدر دلگیر همین قدر خسته ...


بیش از این طاقت ندارم ، کاش بغضم بشکند

آتشی بر جانم افتاده است ، آبی لازم است 


حسین دهلوی

۲۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۰
الهه ..

از رستم پیروز همین بس که بپرسند

از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟

فاضل نظری

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۳۲
الهه ..
 هر آدمی یه سری دکمه هایی داره که اگه کار با این دکمه ها رو بلد باشی میتونی بی دردسر کنارش زندگی کنی ، بعضی دکمه ها روشون زده خطر انفجار یعنی اگه سمت این دکمه بری حسابت با کرام الکاتبینه یه سری های دیگه شون برای مواردیه که کسی قبلا دکمه انفجار رو زده و اگه جاشون رو بدونی میتوی آتیش شون رو خاموش کنی و اگه اشتباه کنی بجای خاموشی چندتا انفجار بزرگتر در انتظارته مثلا میدونم فلانی وقتی داره با عصبانیت غر میزنه و گله میکنه فقط باید گوش بدم دل به دلش بدم بگم حق داره که عصبانی باشه ، وگرنه با طرفداری از یکی دیگه ناراحتی و عصبانیتش بیشتر میشه و اوایلا ، ولی او یکی همکارمون وقتی ناراحته اگه دل به دلش بدی بدتر میشه باید یه کم جلوش دربیای تا از اون حال ناراحت و عصبانی خارج بشه ،حتی خود من وقتی که خیلی ناراحت که میشم دلم که میشکنه ساکت میشم ساکت ساکت فقط نگاه میکنم فقط گوش میدم  زمین به آسمون بره آسمون به زمین بیاد کسی نمیتونه حرف از دهنم دربیاره که چی شده حتی وقتی گریه میکنم اگه کسی نگاهم نکنه متوجه نمیشه گریه میکنم  و اگه بپرسه چی شده میگم هیچی خوبم قلقم اینه کسی بدون حرف زدن و سوال پیچ کردن و بالا منبر رفتن هوام رو داشته باشه ، هر کدوممون قلق های خاص خودمون رو داریم چقدر خوبه کنار آدم هایی قرار بگیریم که این قلق ها رو بلدن ، بلدن که کی چه دکمه ای رو بزنن و چجوری آرامش و امنیت به اطرافیانشون بدن . جز مادر جان کسی قلق این بد قلق دستش نیست :)


شعر نوشت :
نام (( دل )) بردم و از سینه ام آتش برخاست 
تا بدانی که چه کرده است همین (( دل )) با من

 سجاد رشیدی پور
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۰
الهه ..
1. خدایا به مردان سرزمینم درک و اراده ای عطا بفرما که بفهن وقتی یه خانم تو اتاق هستش نباید هر حرفی رو بزنن ، ملاحظه و ادب و حیا هم خوبه والا . 

2. تهوع آور ترین کلمه ای که نسبت بهش آلرژی دارم این لغت مزخرف لاکچریه ، یعنی ناخودآگاه میخوام با دمپایی ابری تر بزنم تو دهن کسی که از این لغت استفاده میکنه ، این هجمه ی زیاد آدم مصنوعی ها با خوشحالی هایی مصنوعی و صرفا نمایشی که تنها هدف شون  یه شو هست که طی اون یه نفر خوشبختیش رو در غالب لاکچری بودن مثه میخ طویله میخواد بزنه تو چشم مردم ، تهش که چی ؟؟؟؟ قراره از این لاکچری بودن چی به دست بیاریم ؟؟؟ 


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۰۷
الهه ..
اصلا عادت ندارم موقع عکاسی کسی رو دنبال خودم راه بندازم  همیشه تنهایی میرم عکاسی ، دوست ندارم وقتی میخوام برم  آزمایشگاه یا دکتر کسی کنارم باشه تنها میرم ، خیلی وقتا حتی واسه خرید لباس هم تنهایی میرم  برام اصلا عجبیب نیست ولی واسه بقیه خیلی عجیبه . میدونین  تو اداره یه جورایی خیلی اقلیت حساب میشم بیشتر از اینکه از لباس خریدن و آرایش و این جور چیزا سر در بیارم  چشممم دنبال دوربین و کتاب و شعر و.... هست و  وقتی با ذوق در مورد اینا حرف میزنم ( ذوق کردنی که چشمام  قشنگ برق میزنه ) یه جوری نگاهم میکنن که انگار  یه دیونه رو از نزدیک دیدن و براشون خیلی عجیبه . برای همه من عجیبم استقلالم عجیبه و برای من کسایی عجیبن که همه کارهاشون وابسته به بقیه است . زمان با از دست دادن هاش بهت این درس رو میده که وابسته نباشی . 

شعر نوشت :  
بیهوده خیره ای به افق های دور دست !
یادت نرفته است که پروانه ایم ما؟!

حسین دهلوی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۱
الهه ..



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۴۹
الهه ..

1- یه وقتایی هست که خوب میدونی پشت بعضی دعوتا و اصرارها نیت سوزوندن دلته ولی خیلی شیک اون دعوت ها رو میپذیری و میری و میخندی به این نیت بچه گونه شون ، بعد با خودت فکر میکنی واقعا اون آدم خوشحاله ؟؟؟ یا فقط یه شو راه انداخته تحت عنوان من خیلی خوشبختم مدعوین عزیز تا چشتون در بیاد ، و همیشه این سوال واست حل نشده میمونه که چرا مردم قشنگ ترین لحظات شون رو واسه بقیه هدر میدن ؟؟؟؟


2- میدونین ترسناک ترین موجود روی زمین چیه ؟ مار؟ عقرب ؟ شیر ؟ نه نه اشتباه نکنین ترسناک ترین موجود روی زمین انسانه میدونین چرا ؟ چون شیر فقط میدره مار فقط نیش میزنه ولی یه آدم میتونه هم نیشت بزنه هم تیکه تیکه ات کنه .


3- خیلی وقتا ممنون بچه های سازمان میشیم کسایی که کلی لطف دارن نسبت به همه و خیلی خیلی زیاد به من یکی کمک کردن ، امیدوارم خدا تو تک تک لحظات دستگیرشون باشه :) 



اگرچه بافتنی نیست راه تا تو رسیدن

به جز خیال ولی راه دیگری که ندارم 

سجاد رشیدی پور 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۹
الهه ..

نصفه شب حالم ناجور شد از درد مثه مار به خودم میپیچیدم تا صبح با اینحال میخواستم برم سرکار  حاضر شدم ولی دیدم حتی نمیتونم از پله ها پایین برم خبر دادم  که نمیام  یه چند ساعتی خوابیدم ساعت 10 از درد باز بیدار شدم گوشیم رودیدم که یه عالمه میس کال داشتم و پیام از اداره ، مناقصه ایراد داشت و باید باطل میشد خلاصه تا آخر وقت اداری بنده هی گوشیم زنگ خورد جواب دادم آخرش مامانم شاکی شده میگه خوبه میبینن مریضی رفته بودی سنگین تر بودیاااااا

بعد میدونین جذابیتش چیه ؟؟؟ این مسئله است که هرکی  هرجا کارش گیر میکنه زنگ میزنه به من ، نه از درون اداره هااااااااا بلکه از سایر ارگان های عزیزدلی که با ما همکاری میکنن !!!!!

بیاین با هم گوش کنیم 




۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۲۵
الهه ..

یک 

عدد

سیب 

کجا


این همه تبعید کجا


وحشی بافقی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۶
الهه ..

۲۷ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۸
الهه ..