خانه عنکبوتی من

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

تا آخر عمر
درگیر من خواهی بود
و تظاهر می کنی که نیستی...

مقایسه تو را
از پا در خواهد آورد

من
می دانم به کجای قلبت
شلیک کرده ام

تو
دیگر
خوب نخواهی شد...
مرحوم افشین یداللهی

پ.ن :خدا به خانواده اش صبر بده :(
حال بدشدن رو میفهمم
۲۶ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۲۱
الهه ..

1.فکر کنم یکی دکمه F5 اش گیر کرده بوده  ، چه خبرهههه آمو 1900تا نمایش

2.این توحش موجود در چهارشنبه سوری است که  کشور رو نگه داشته میگن اینا شادن و حالشون خوبه دست بچه هاشون ای بمب و نارنجک هاست وای به روزی که بزرگترهاشون ناراحت بشن !!! خدا شاهده من حق میدم ما رو تحریم کنن  آخه این چه وضع افتضاحیه

جاتون خالی هر یه نارنجکی که میزدن چه سلام درودهایی که نثار خودشون خواهر مادر محترمشون و مرده و زنده شون میشد


۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۰
الهه ..

داستانم را به مجنون گفتم و باخنده گفت ؟

این همه دیوانگی را از کجا آورده ای

سجاد سامانی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۹
الهه ..
1. برام عجیبن آدم هایی که بازی رو دوست ندارن و با بازی کردن مشکل دارن ، حس ام بهشون اینه که بلد نیستن چه چیزایی واسه بازی هست و چه چیزایی نه ما تو بچگی مون به اندازه کافی اسباب بازی داشتیم و سیر دل بازی کردیم  که الان نخوایم با دل و جون و آبرو کسی بازی کنیم با اعصاب کسی بازی کنیم ، برام  خیلی عجیبه یه زن میتونه از PS بازی کردن شوهرش عصبانی بشه و ناراحت و دعوا راه بندازه ولی هم پای قلیون کشیدن شوهرشه و کاملا راضیه و با افتخار از این حرکت اش تعریف میکنه ؟؟؟ برام عجیبه یه مادر از بورد گیم و بازی های کارتی دخترش کلافه است و همیشه غر داره ولی از ساعتها فیلم ترکیه ای مزخرف دیدن این بچه هیچ حسی نداره ؟؟؟؟ 

2. میدونین همیشه کسایی رو از دست میدی که حتی یه گوشه از رویاهات هم تصور نمیکردی یه روز نباشن ، بچه تر که بودم فکر میکردم مردن نوبتیه فکر میکردم  همیشه اونایی میمیرن که پیرن به همین خاطر هر سال ، سال تحویل رو خونه مادر بزرگم بودم میترسیدم سال بعد نباشن اگه میدونستم پدرم  رو زودتر از همه از دست میدم هیچ وقت سال تحویل رو جایی نمیرفتم ...


 تماشا نکن حالِ من خوب نیست

مثِ پرده توو باد چین میخورم

هوایی نبودی بفهمی منو

دارم مثلِ بارون زمین میخورم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۴۳
الهه ..