خانه عنکبوتی من

خونه دوم ، خانواده دوم

چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۳ ب.ظ

میدونین به نظر من محل کار خونه دوم  آدمه که هرچی نباشه بخش عمده ای از زمانمون  رو درش سپری میکنیم ، که بعد از تغییرات ، اداره بیشتر شده شبیه یه خونه و حالا بیشتر همکارا شدن شبیه اعضای یه خانواده(البته که بودن چند تا نخاله این بین هم طبیعیه) . هر چی که میشه دوست نداریم یه غریبه مثل دیوان محاسبات یا ذیحساب یا آموزش و پرورش برامون شاخ و شونه الکی بکشه اینکه کسی به یکدوممون حرف بزنه برای همه مون ناراحت کننده است . یکی خبر نداره و دورتر یکی هم کمی شبیه من جسته و گریخته میدونه چی شده ، با اینکه رئیس به فکر هست و دنبال راه حل ولی هر کدوممون که میتونست ، به هر نحوی داره واسه خودش و بقیه تلاش میکنه که اوضاع رو به راه بشه. منی که دنبال تعطیلی بودم و با هر بهانه ای خونه حالا با تب و لرز میگم اگه بهتر بشم صبح میرم سر کار و این یعنی این خونه دوم کمی امنیت پیدا کرده ...

ناگفته نمونه که حالا من نسبت به بعضی از اعضای این خونه حساسم کسایی که واسم حکم استاد داشتن (اصی یه تعصب خاصی رو اساتیدم دارم ) خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم و خیلی جاها حمایتم کردن به سادگی از کسایی که اذیتشون میکنن نمیگذرم  یه برنامه واسه داروغه ناتینگهام دارم که حالش رو جا بیاریم این عوضی رو که باعث شده بچه ها تو شرایط سختی قرار بگیرن خیلی سخت ، فقط چون این آقا باج میخواد و ما اهلش نیستیم 


۹۵/۰۹/۱۷
الهه ..