خانه عنکبوتی من

بابا بیخیال !!!!

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ب.ظ

والا خدا شاهده بعضی وقتا زل میزنم تو آینه ببینم آیا چیز خاصی رو پیشونی من نوشته ؟؟؟؟ اصولا هر کار پر دردسری که تو اداره باید انجام بشه همیشه یه قسمتی اش مال منه اصلا مهم نیستش که به من و تخصص ام مربوطه یا نه ؟؟؟؟؟؟ اول هفته رئیس محترم حرا-ست اداره که از قضا مسئول مدیریت بحران هم هست ، زنگ زد و بعد از احوال پرسی گفت یه کاری هست شما باید انجام بدی ؟؟؟ حالا حدس بزنین چه کاری هفت تا مدرسه رو اسم هاشون رو داد بعد همچین اطلاعاتی میخواست که برای زلزله و بحث مقاوم سازی چه کارهایی براشون کردیم با واحد معماری هماهنگ شین نقشه هاشم بگیرین ، ....بعدشم گفت اسمت رو هم میزنم توی کسانی که تو این پروژه کمک کردن و اگه خواستن پیگیر شن با شما هماهنگ کنن

خدا شاهده  تو آلاسکا روم آب یخ میریختن کمتر اذیت میشدم  یا حنی اگه تو آریزونا آتیشم میزدن ، یه کم به اعصابم مسلط شدم میگم مهندس من رشته ام کامپیوتره فرق تیر و ستون هم تشخیص نمیدم ؟ چرا من؟ آخه چرا 

خلاصه راضی نشد همه کارها رو هم انجام دادم و نقشه ها رو هم گرفتم بهش تحویل دادم تا برگشتم اتاقم زنگ زده میگه خانم فلانی نقشه ای که دادین نقشه سالن ورزشی مدرسه است نقشه اصلی نیست ؟

در حالی که کبود شدم پشت تلفن و دارم خودم رو کنترل میکنم که مثه زود پز باشم هر چقدر فشار بهم اومد فقط سوت بزنم میگم آقای مهندس من رشته ام کامپیوتره نه معماری کد (اتوکد) هم روسیستمم ندارم فرق سر وته نقشه نمیدونم چه برسه به تشخیص اینکه نقشه کجاست ؟ چرا به بچه های معماری نمیگین ، میگه شما خبر نداری ولش کن دیگه 


هیچی دیگه من نمیدونم تو زندگی قبلیم چیکار کردم الان دهنم اینقدر مورد عنایت قرار میگیره 

اینم شعرنوشت امشب :


با چنین مهر ، چنان قهر چه جایی دارد ؟

بشکن ! اما دل من نیز خدایی دارد 

رد نکن درخور اگر نیست ، که همچون دل من

شعر من ساده اگر هست ، صفایی دارد


سجاد رشیدی پور

۹۵/۱۰/۲۱
الهه ..