خانه عنکبوتی من

آخرین مطالب
  • ۹۸/۰۴/۳۰
    :):
  • ۹۷/۱۲/۲۲
    :):
  • ۹۷/۱۰/۱۷
    :):
  • ۹۷/۰۹/۰۳
    ...
  • ۹۷/۰۸/۲۸
    :)
  • ۹۷/۰۷/۰۱
    :)
  • ۹۷/۰۶/۲۵
    ؟

۲۰ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

شادم از عمری که زخمم، منّت مرهم نبُرد

گفت هرکس: «حال و روزت چیست؟» گفتم: «عالی ام!»


بارها افتادم اما باز هم برخاستم

سخت‌جانم کرد -خوشبختانه- بداقبالی ام..

سجاد رشیدی پور


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۵۲
الهه ..

بعضی وقتا هست که باید بگی خدا پدر ترافیک رو بیامرزه اونم دقیقا وقتایی که به خاطر ترافیک مجبوریم از جاده چالوس بریم اداره :)))))))


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۰:۰۴
الهه ..

آیا تاکنون از تصمیماتی که گرفتین مثل اسب پشیمون شدین...؟؟؟؟؟

بله شخص شخیص بنده از موقعیتی که سال 92 واسه زندگی تو آلمان داشتم و به طرز کاملا احمقانه ای بیخیالش شدم  دقیقا مثل اسب پشیمونم پشیمون 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۵ ، ۲۱:۴۴
الهه ..

 گفتی که چو خورشید زنم سو تو پر

چون ماه شبی می کشم از پنجره سر

اندوه که خورشید شدی تنگ غروب

افسوس که مهتاب شدی وقت سحر


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۵ ، ۲۱:۲۰
الهه ..

کلا نمیدونم چرا خاندان مادرم اینا یه ذره با مصرف دارو مشکل دارن یعنی آدمو دق میدن و دو تا قرص اعصاب باید بخوری تا راضیشون کنی یه قرص سرما خوردگی بخورن الان من از اواخر 92 دائما پرانول میخورم البته که نسبت به اوایل خیلی کمتر شده ولی خوب مشکلی هم با هم نداریم شده رفیق قدیمی حالا مادربزرگ گرام رو شب به شب با زور بلا باید پرانول اش رو بهش بدیم  انواع و اقسام بهانه ها رو هم میاره که در بره یعنی مقاومت اش ستودنیه ، یه مدت قرص رو میدادیم میدیدیم فشارش بازم بالاست کاشف به عمل اومد که وقتی قرص رو میدیم دستش در کسری از ثانیه گم و گورش میکه و فقط آب میخوره حالا جدیدا چک مکنیم که قرص رو ختما بخوره 

خلاصه که داستان داریم ما 



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۵ ، ۱۷:۱۴
الهه ..
یعنی روزی میرسه که تو این کشور مردم به بلوغ اجتماعی برسن؟ واقعا میرسه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا کی قراره این کشور با سبک آدم های مکان کنترل بیرونی اداره بشه تا کی ؟ تاا کی آمریکا و اسرائیل مسئول ما و عقب موندگیامونن ؟؟؟؟
کی قراره به خودمون بیام ببینیم این گند زده شده رو امریکا نزده خودمون زدیم گند زدیم به باورها مردم  گند زدیم به مرزهایی که مردم با هر عقیده ای بهش احترام میزاشتن گند زدیم ؟؟؟
چقدر جاهاییی که باید کار میشد شونه خالی کردیم خروار خروار جوون فرستادیم زیر خاک ؟؟؟؟؟؟؟
دین نشانه آدمیت نیست 
اخلاق و اخلاق مداری هست که جامعه آزاد و سالم میسازه
تا کی قراره باور کنیم همیشه دیگران مقصر هستند تا کی؟
به خدا کشوره با توهم توطئه و تقصیر گردن دیگران انداختن اداره نمیشه 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۷
الهه ..

در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟

در تو این قصه ی پرهیز-که چه ؟

در من این شعله ی عصیان نیاز ،

در تو دم سردی پاییز-که چه؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۵
الهه ..

شدم مثه مردایی که تا ماشینشون رو میشورن بارون میاد جدیدا تا شلوار لی ام  که روشنه رو میشورم بارون میاد 

خدایا چرا؟؟؟؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۵ ، ۲۲:۲۵
الهه ..

ما کلاً تعداد پرسنل سازمان مون کمه حدودا 60 نفریم و خوب همه همدیگه رو می شناسیم چند وقت پیش سر ناهار  یه بحثی پیش اومد که در نتیجه این بحث فهمیدیم ااااااااا من و یکی از پسراهامون توی یک سال یک ماه و یک روز به دنیا اومدیم  خوب عجیب بود و جالب (قیافه جفتمون سر نهار شبیه علامت تعجب بود )بعد امروز فهمیدم این دوستم هم با یکی دیگه از پسرهامون توی یک سال یک ماه و یک روز به دنیا اومدن خلاصه که فعلا همه مون درخواست ویدئو چک دادیم ببینیم کی بزرگتره میتونه به اون یکی زور بگه

در ضمن جهت طیب خاطر رفتم شناسنامه هاشونم چک کردم دیدم راست میگن فضول هم نیستم اصلا :)

پ.ن : ما ناهار خوری مون مختلطه یه آبدارچی داشتیم ممنوع کرده بود دخترا و پسرا جدا نهار بخورن میرفتیم ناهارخوری در ها رو هم میبستیم شلوغ میکردیم 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۸:۵۷
الهه ..

یعنی یه سری موارد هست هیچ رقمه تو کت من یکی نمیره ، یکی اش این زن های خونه دارین که  اعصاب و حوصله ندارن دائم بچه رو کتک میزنن خو اعصاب نداری غلط اضافه کردی بچه دار شدی ، ازدواج و بچه دار شدن یه تصمیم هایی هستن که  با پذیرش شون یه دنیا مسئولیت هم قبول کردی  یعن چی اعصاب ندارم چه کار مفیدی انجام میدن ،مثل ما کار میکنن با بقیه سر و کله میزنین ؟؟؟؟؟؟؟ والا ما که مجردیم و سر کار برو فعالیت مون از اینا بیشتره بیرون کار میکنیم میایم خونه تو کار خونه کمک میکنیم آشپزی میکنیم ، خرید خونه با ماست ،کار فنی میکنیم ، درس میخونیم ؛ درس میدیم ،  باشگاه میریم ،عکاسی میکنیم ...

نمی فهمم چجوری میشه مادر بود بیکار بود نمیفهمم چجوری میشه همسر بود بیکار بود نمیفهمم حوصله ام سر رفته یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟

نمیفهمم زنی رو که بعد از 11 سال زندگی مشترک همچنان جز 10 تا دونه غذا چیز دیگه ای بلد نیست تازه اونا رو هم فیرز میکنن مبادا دوبار بخوان غذا درست کنن فشار بهشون بیاد . نمیفمم زنایی رو که شرتی پرتی آشپزی میکنن و براشون هیچی مهم نیست جز تنبلی 

نمیفهمم بچه شلخته باشه و کثیف و مادر بیخیال 

نمیفهمممم

نمی فهههههههههههههههههمم..........

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۹
الهه ..